سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
مقدمهء مصحح 31
مذكر احباب ( فارسى )
مرحوم دكتر خيّامپور هم ، كه تحرير و تدوين دوم فرهنگ سخنوران را صورت داده است با مذكّر احباب نثارى آشنا نبوده و اين منبع مفيد را نديده است . به اين جهت در ذيل نثارى بخارايى مىنويسد : [ شيخ بهاء الدين حسن ، شاعر و مؤلّف تذكرهء مذكّر الاحباب راجع به شعراى ماوراء النهر در قرن و نهم و دهم ، به نام حكمران وقت اسكندر خان شيبانى ( 968 - 991 ه . ق . ) تاريخ تأليف به سال 974 - دهم ] 1170 - ميرزايف ( منابع ) ، 2 . از اين كوتهنوشت مرحوم خيّامپور آشكار است كه او نه با مذكّر احباب آشنايى درستى داشته و نه با نثارى بخارى . زيرا هم نام كتاب را به خطا ضبط كرده است و هم به تبع ميرزايف نام مؤلّف را به نادرست ، شيخ بهاء الدين حسن دانسته است . سيد حسن خواجه متخلّص به نثارى - همچنانكه پيش ازين گفتيم - از صوفيان نقشبندى بوده است و به روحانيت شيخ بهاء الدين نقشبند در تذكرهاش حرمت تام و تمام گذارده است و همين نكته سبب شده است كه ميرزايف و بر اثر او مرحوم خيّامپور ، او را ، به خطا ، هم " شيخ " بخوانند و هم لقب " بهاء الدين " به نامش بربندند . بههرحال ، اگر مرحوم دكتر خيّامپور مذكّر احباب را مىديد ، در تحرير دوم فرهنگ سخنوران ، نزديك به 200 مدخل ديگر بر فرهنگوارهء او افزوده مىگشت . هم اگر ايشان تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، اثر مرحوم زندهياد سعيد نفيسى را به حيث يكى از مآخذش به كار مىبست ، مىتوانست تا حدّى اين نقيصه و كمبود را از طريق مأخذ بواسطه رفع كند ، زيرا مرحوم نفيسى ، نسخهاى ناقص از مذكّر احباب را در اختيار داشته و در تاريخ نظم و نثر از آن بهره برده است . نيز هم اگر مرحوم خيّامپور در تدوين دوم فرهنگوارهاش ، حتّى به تاريخ تذكرههاى فارسى ، اثر آقاى گلچين معانى مراجعه مىفرمود ، بىگمان از غلط در ضبط نام و نشان نثارى و اثرش
--> - فرهنگ فارسى و آگاه به موازين سخنسنجى و قواعد نقد كلاسيك و نوين بنويسند ، زيرا اين كار به هيچ روى از عهدهء فرد مجرّد برنمىآيد . با اين همه تاريخ ادبيات در ايران ، تا مجلّد چهارم آن ، همراه بوده است با تحقيق و جستوجو ، اما از مجلّد چهارم به بعد ضعف و فتور آن آشكار شده است . شايد بهم پاشيدن امكانات آقاى دكتر صفا و عدم ثبات در زندگى چند سال اخير ايشان يكى از عوامل راهيافتن ضعف و سستى به اثرشان بوده است .